زندگی داشتن ده تومانیست!

 

...حدود دو ماه مانده به عید شرکت واحد اتوبوسرانی تبریز و حومه اعلام کرد که نرخ کرایه ها ده تومان گران تر شد...یعنی به عبارتی سی و پنج تومان!

همان وقت هم که شنیدیم پیش خودمان گفتیم حالا مردم ۳۵ تومانی از کجا پیدا کنند؟...

البته اتوبوس های دولتی که کارتی شده اند از این بابت مشکلی ندارند. مشکل اساسی برای اتوبوس های بخش خصوصی هست که کرایه را به صورت وجه نقدی دریافت می کنند.

که در همان ایام ما از منابع غیر رسمی شنیدیم که شرکت واحد برای رفع این مشکل قصد دارد تمام اتوبوس های بخش خصوصی را هم کارتی کند.

...فکر می کنم گفتن این نکته لازم نباشد که با گذشت بیش از سه ماه از این تصمیم گیری اتوبوسی کارتی نشده است!

از این گذشته روزی نیست که سوار اتوبوس بشویم و شاهد یک درگیری و نزاع بین مسافرین و راننده ی اتوبوس بر سر ده تومانی ناقابل نباشیم.

البته اینکه می گویم ده تومانی به همین سادگی ها هم نیست.

چون بعضی(شما بخوانید تعداد زیادی) از رانندگان اتوبوس به بهانه ی نداشتن ده تومانی پنجاه تومان کامل را از مسافر می گیرند...

حالا اگر راننده ای انصاف(و همچنین پول خورد)داشته باشد ده تومان برمی گرداند.

فقط کسی می تواند به حق خود به طور کامل برسد که ده تومانی داشته باشد و شصت تومان به راننده بدهد و در عوض بیست و پنج تومان بگیرد.

که همین مورد هم باعث شده است ده تومانی به صورت یک شی ارزشمند و کمیاب درآید که برای به دست آوردنش بعضی ها چه کارها که نمی کنند!

با همه ی این اوصاف عاقلانه تر این بود که از همان اول پنجاه تومان را به عنوان نرخ ثابت اعلام می کردند...چون مردم که خواسته یا ناخواسته پنجاه تومان را می دهند...ولی طعم تلخ از دست دادن حق بیشتر از آن پانزده تومان دل را میسوزاند!

واقعا باید کمی درایت داشت...در این زمان مردم بحد کافی از استرس و نگرانی و اعصاب آشفته برخوردار هستند...دور از انصاف است که دغدغه ی  کمبود و نزاع بر سر ده تومانی را هم به این همه مشکل اضافه کرد.

سال اتحاد ملی گذشت ولی باید به عملکرد شرکت واحد به عنوان یک نهاد تفرقه انداز نظارت جدی شود.

آرامش و امنیت روحی و روانی مردم از فاکتورهای اساسی در پیشرفت جامعه است.

مساله را باید جدی گرفت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیوست ۱: یه راننده ی خوش ذوق!!! در اقدامی اندیشمندانه!!! عوض پول مردم بهشون کبریت(به نرخ ۱۵ تومن) میداد 04.gif

پیوست ۲:جالب اینجاست که این افزایش نرخ رابطه ی عکس با تعداد اتوبوس ها داشته! مردم مجبورن ساعت ها کنار خیابون بایستن تا یه اتوبوس بیاد و خودشونو به زور توش جا کنن.

bus1.jpg

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدمت اونایی که بعد التحریر پست پایینی رو مشاهده کردند اعلام می کنم که امروز بیست ششم هستش دیگه10.gif

تازه اگر تقصیری هم هست از آن شیطان است نه ما...16.gif

... عجب اراده ایی دارم من09.gifالبته شما بزارید به حساب وجدان بیدار و آگاهم66.gif

خب دیگه چیزی تا اذان صبح نمونده...چشم های منم داره بسته میشه...

شب بخیر!

 

 

/ 57 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریوش

سلام . کارتون خوب و جالبه . ما سیاوشی ها رو خوشحال می کنید اگه بهمون سر بزنید . شما می تونید با اد کردن ایدی زیر در یاهو به گروه بزرگ سیاوش قمیشی بپیوندید . و خوشحالمون می کنید اگه لینکمون کنید با نام ( استاد سیاوش قمیشی ) و به ما خبر بدید تا ما هم شما رو در قسمت دوستان سیاوشی قرار بدیم. yahoo id : siavashghomayshi90@yahoo.com بارون و دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره.......... حس میکنم پیش منی وقتی که بارون می باره........

ثالث

سلام اسم وبلاگ اشنا بود ولی یادم نیومد چه ارتباطی باهاش داشتم. چندتا مطلب رو مرور کردم. نمیدونم به مرور این اتفاق افتاده یا نه ولی مطالب با عنوان وبلاگ و لوگوی اون هیچ تناسبی نداشتن. شایدم داشتن و من متوجه نشدم. به هرحال به قول همون دوسال پیشم: سربلند باشی

ساقی

سلام ای عزیز! ای دانشجو! ای پریسا! باز مینویسی و نمیگی؟........... این دفعه به جای گریه چه کنم؟! آهان اینو داشته باش: [قلب] [گل] [قلب] [گل] [قلب] [گل] [قلب] [گل] یا علی

س

چرا منو لينك نكردي[گریه]

س

يعني چي؟ داري اسباب كشي مي كني يعني چي؟ يعني ويخواي وبتو تعطيل كني؟[گریه]

افق گرافیک

با طرح ها و پوسترهای جدید به روز هستم . منتظر نظرهای سازنده ی شما... یا علی (علیهم السلام)

کربلایی

رسول الله (صلی الله علیه و اله) :[گل] تَذاکَرُوا وَ تَلاقوا و تَحدّثُوا فاِنَّ الحدیثَ جَلاءٌ لِلقلُوب اِنَّ القلوُبَ لَتَرینُ کما یَرینُ السَّیفُ جَلائُها الحَدیثُ .[گل] پیامبر خدا (صلّی الله علیه واله) :[گل] با یکدیگر مذاکرۀ علمی و ملاقات کنید و حدیث بگویید ! زیرا حدیث دلها را صیقل می دهد . [گل]همانا دلها همچون شمشیر زنگار می گیرد ؛[گل] و صیقل دهندۀ آنها حدیث است .[گل] میزان الحکمه/ج 3ص1028[گل]

صبح قریب

ما و نوح... نوح داستان عجیبی دارد ...ما داستان عجیبی داریم... مردم نوح از ستم و سختی به تنگ آمدند و از نبی خدا خواستند در حقشان دعایی کند تا مگر در کارشان گشایشی حاصل شود نوح اجابتشان کرد اما پروردگار برای تحقق این گشایش فرمانی صادر کرد... " به یارانت بگو هسته ی خرما بکارند چون درختانشان به ثمر رسید من گشایش کارشان را محقق می سازم" مردم نوح نبی همان کردند که امر رب نوح بود ...سالها بر هم ساییدند تا هسته ها نهال شدند و نهال ها درختی شدند و درخت ها به ثمر نشستند... دیگر وقت گشایش بود...اما!!! وحی پروردگار این بار این بود: به قومت بگو کارشان را باری دیگر تکرار کنند... ثلث یاران نوح از دین برگشتند که این خدا چه خداییست که خلف وعده می کند ؟؟؟ نوح با یاران کم شده اش باز خرما کاشتند و سالیان بر آن چشم داشتند تا نهالهایشان . . . ادمه در وبلاگ امیدوارم از این به بعد دوستان خوبی بری هم باشیم[گل]

بسیجی

فاصله بین مشکل و حل آن یک زانو زدن است ، اما نه در برابر مشکل بلکه در برابر خدا . . . سلام وبت عالیه به من هم سری بزن و بگو یه نظرت نقش زنان در رکاب امام زمان عج چیه؟ منتظر حضور گرمت هستم یا علی...